وبلاگ شخصی علی پیروزمند

اینجا بازتابی‌ از دغدغه‌مندیها، مطالعات و تأملات من، در باب سیاست، جامعه و زندگی است.

کی گفته رسانه بده؟

روزی با دوستی صحبت میکنم که با اطمینان تمام گفت که میداند چه‌میکند و مطمئن است که رسانه بر روی او هیچ تاثیری ندارد!  آنجا بود که تصمیم حتمی گرفتم تا یکروز از رسانه بنویسم. اگر اکنون مشغول خواندن این نوشته هستید پس قطعا در حال استفاده از رسانه هستید و نبود این اطلاعات در شما چندان خوشایند نیست.

 قبل از مطالعه این پست، در صورت تمایل سری به پست های پیشین و «سلطه» بزنید. مطالعه‌ی آن، پیش از خواندن این پست میتواند مفید باشد.

در آنجا اشاره کردیم که گرفتن قلبها و سیطره بر ذهنها، تعریفی کوتاه از حکومت است

و جالب است که این تعریف در رابطه با رسانه صدق میکند.

خواندیم که حکومت با زور مناسب نیست چرا که در اولین فرصت انسانها سعی میکنند از سلطه خارج شوند و همچنین حکومتی که فقط مایحتاج و زندگی را تامین کند نمیتواند کامل باشد، چرا که افراد تحت سلطه از هرکسی که بتواند زندگی انها را تامین کند فرمان‌برداری میکنند.

در این میان، از حکومت نوع سومی نیز یاد کردیم که شیوه آن نفوذ در قلبها و ذهن ها بود. این حکومت میتواند موفق باشد چرا که توانایی شکل دادن به تفکرات و باور ها را داراست.

این سلطه سه نوع استعمار را به ارمغان می‌آورد که برای هر یک میتوان یک مثالی را عنوان کرد

استعمار کلاسیک: مثال هندوستان که تسخیر میشد و حاکم تعیین میکردند تا مدیریت کند.

برای اسعمار دوم میتوان عربستان را مثال زد، و یا افغانستان! که نیاز  ها و چهارچوب هایی تعیین کرده و کشور را به حال خود رها کرده‌اند.

شکل سوم، استعمار فرا نو است، یک استعمار پست مدرن که رسانه ها به ارمغان می اورند و سلطه ایجاد میکنند.

یعنی شما بدون اینکه بخواهید فکر و ذکرتان تحت تاثیر هالیوود است، و یا شبکه های اجتماعی و یا ...  در این مورد شما تسخیر شدید، دیگر نیازی ندارند که مستقیما بر شما حکومت کنند، بلکه از طریق افکار تزریق شده، انسانها به خودی خود حکومت مورد نظر سلطه‌گر را به رسمیت میشناسند و بر سر کار می‌آورند. یعنی نیازی نیست دشمن شما، کشورتان و جامعه‌تان را با اسلحه تسخیر کند، چرا که قلب و ذهن شما توسط آنها تسخیر شده، لزومی وجود ندارد برای تخلیه قدرت نظامی، چرا که شما بطور غیر مستقیم اعمال دیکته شده را اجرا میکنید.

رسانه به دولت های اسعمارگر این قدرت را داده که بتوانند ضعف های خود را پوشانده، و خود را در قالبی زیبا به دیگر جوامع هدیه کنند. برای مثال شما تصور کنید اگر آمریکا هالیوود را نداشت، شما اکنون چه ذهنیتی از این کشور میداشتید ؟ اصلا میدانستید کجاست ؟

واقع بین باشیم که، آمریکا دچار بحران اقتصادیست، لایف‌استایلی که دارد چندان محبوبیت سابق را ندارد، نظام کاپتالیسمی که صدای همگان را در آورده و قدرت نظامی که دیگر در جوامع امروزی مزیت خوبی برای کشور گشایی نیست. و با همه این احوال چرا فکر میکنید آمریکا هنوز هم میتواند اینچنین مدیریت کند و ادعای حاکمیت داشته باشد؟ بله، با سمت و سو دادن، و مدیرت افکار مغلوب. قدرت رسانه‌ای امریکا را در نظر داشته باشید! فیلم‌ها، سریال‌ها، اپلیکیشن‌ها، مجلات، سایت‌ها،سیستم‌های عامل و از همه مهمتر شبکه های مجازی . غیره.  جالب نیست که همه اینها تحت مالکیت حکومت آمریکاست ؟

در طول سالیان ما شاهد پیشرفت هایی در علوم بودیم. هرچقدر قدرت روانشناسی بیشتر شد و شناخت بر روی انسانها افزایش یافت، توانایی رسانه ها بیشتر شد، و قدرت های رسانه‌ای جدیدی خلق شد،

و همه‌ی اینها باعث شد تا علوم سیاسی که از همه‌چیز بهره میگیرد از این مورد هم کمک بگیرد برای تسلط بر روی جوامع...

 

این مبحث آنقدرناتمام است که شاهکار من پرداختن به پازلی از آن باشد.

فلذا اگر خدا بخواهد ادامه دارد...

نظرات: (۰) هنوز نظری نیست.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">