وبلاگ شخصی علی پیروزمند

اینجا بازتابی‌ از دغدغه‌مندیها، مطالعات و تأملات من، در باب سیاست، جامعه و زندگی است.

آیا تحریم انتخابات کنشگری است؟


از آنجائیکه بخش قابل توجهی از مردم در دوراهی شرکت کردن یا نکردن در انتخابات قرار دارند، احساس میکنم نگارش این پست به شما کمک کند دید باز تری داشته باشید نسبت به آنچه که در حال اتفاق افتادن است.

 (مدت زمان مطالعه 6دقیقه)

« در طول این پست دانستن دو مفهوم ضرورت دارد: 

حق رای چیست ؟  حق رای یا حق رای دادن سیاسی، یعنی حقی که هر فرد برای ابراز نظر خود در یک فراید دمکراتیک دارد.

تحریم چیست؟  کنشی هدفمند که با هدف ایجاد زیان و ضربه با اعمال محدودیت چیزی برای فرد یا گروه دشمن صورت میگیرد.

 

حال با در نظر گرفتن دو مقدمه فوق پیش از هر چیز بهتر است به این سوال پاسخ دهیم که اصلا " آیا تحریم و بایکوت انتخابات کنشگری است؟ " خیر، چرا؟

چونکه تحریم و بایکوت دارای هدفی هستند و بر مبنای ایجاد ضرر و ضربه برای دشمن شما، رقیب شما و یا گروه اشخاصی که شما با موضع آنها مخالفید صورت میگیرند. و همچنین این بایکوت و تحریم باید سودی برای شما، برای رسیدن به هدف مد نظر داشته باشد.

 برای مثال تحریم ایران توسط آمریکا با هدف کلافه کردن مردم و تغییر رفتار اونها صورت گرفته و ایجاد تورم و بی ثباتی و ایزوله کردن اقتصادی ایران از اهداف اونه. با این حال که یک رفتار غیر اخلاقی و غیر انسانی است اما برای هدف خاصی طراحی شده و تا کنون برای طراحان آن نتیجه بخش بوده. 

یا یک مثال دیگر تحریم و نخریدن کالا های تولید شده‌ی شرکتها و کارخانه های اسرائیلی است که در خاک فلسطین بنا شده اند، هدف کنشگران از این تحریم وارد کردن ضربه به اقتصاد کارخانه هاست و شما به جای اینکه کالای x  را بخرید، آن کالا را از برند دیگر خریده و اینگونه به تولید کننده پیام میدهید که " با نخریدنم تو را ورشکست خواهم کرد یا در مضیقه قرارت خواهم داد ". »

 


«در نتیجه رای ندادن کنشگری صحیح، منطقی و عاقلانه‌ای نیست. چرا که در طی این فرایند شما بیشتر به شکل یک خود آزاری، حق اعمال نظر و اعمال تغییر مد نظر خود بر شرایط حاکم را از خود گرفته و خنثی می‌شوید. همچنین این رفتار هیچ استدلال قابل دفاع و تست شده‌ی تاریخی‌ای ندارد.

ممکن است بگویید با رای ندادن به هدفم که از بین بردن مشروعیت نظام است، می‌رسم

این فقط زمانی صحیح خواهد بود که طرفداران گروه دیگری رای ندهند و فقط شما باشید. یعنی چه؟ یعنی گروه مخالف شما که موافقان نظام هستند، با رای خود مشروعیت نظام حاکمیت را تایید می‌کنند. و چنین چیزی نه تنها به ضرر شما که بر نفع رقیبتان است.

برای مثال انتخابات سال 1384 که مردم پای صندوقهای رای نیامدند و محمود احمدی نژاد رئیس جمهور شد. چنین چیزی با قطعیت به این معناست که شما فقط حق خود را ضایع کرده اید و ضربه ای نیز وارد نشده.

آیا با رای شما حکومت مشروعیت پیدا میکند ؟ شاید ادعای مشروعیت کند، اما الزاما به نفع یا ضرر شما نیست. کما اینکه در زمان ترامپ رای دوباره به روحانی تاثیری در سیاستگذاری آمریکا نداشت و کشور زیر فشار تحریم ها کمر خم کرد.

اصلا اگر فرض بر این باشد که با عدم رای شما مشروعیت نظام متزلزل شودسوال مطرح شده این خواهد بود که پس از آن چه؟

ممکن است پاسخ دهید در منطقه خاورمیانه کدام نظام وقتی دموکراسی‌اش زیر سوال رفته آینده‌ی بهتر و مردمی تری در انتظارش بوده؟ عربستان؟ ترکیه؟ آذربایجان؟ افغانستان؟

جز اینکه در اغلب موارد عدم مشروعیت با مداخله نظامی همراه بوده، چه سودی برای کشور ها به ارمغان آورده؟ در حقیقت سودی جز هموار شدن راه برای تحریم های بیشتر علیه مردم وجود نخواهد داشت. »پ.ن١

کشور هایی که آمریکا در آنها پایگاه نظامی دارد

{کشور هایی که آمریکا در آنها پایگاه نظامی دارد}

با تحریم انتخابات میتوان چه پیامی به گوش چه کسانی رساند؟ اصلا کسی هست که گوش کند؟ آیا کره شمالی در حال حاضر دموکراسی دارد؟ چه کسی به دادش رسیده؟ و چه ضرر هایی را متحمل شده جز تحریم هایی که یک چندم تحریم های اعمال شده بر ایران هم نیستند؟

شاید بهتر است از اینجا شروع کرد که چرا این دوره از انتخابات حائز اهمیت است؟

در فرضیه های بالا بد ترین تبعات عدم مشارکت را افزایش تحریم ها دانستیم که آن نیز جای بررسی دارد،اما آیا شما تحریم ها را روش مناسبی برای اعمال فشار بر حکومت میدانید؟ درحالی که خود درحال تحمل تمامی این فشار ها هستید؟ آیا این مصداق خود آزاری نیست؟

اصلا فرض بر اینکه آمریکا ناجی باشد، اما آیا در حقیقت آمریکا با وضع تحریم های شدید فعلی دغدغه‌ی آزادی های مردم ایران را داراست ؟ درحالی که ما مشکلات تامین دارو، عدم دسترسی به منابع علمی و عدم اتصال به سیستم بانکداری جهانی، عدم دسترسی به شعب و نمایندگی های شرکت های بزرگ تجاری را دارا هستیم، آیا حقیقتا آزادی های مدنی مردم ایران اهمیتی دارد؟ اگر اینگونه است چرا لوازم پزشکی شامل تحریم هاست ؟ اگر اینگونه است چرا شرکت های خدماتی شامل تحریم هاست ؟ اگر اینگونه است چرا سیستم درمانی در تهیه دارو مجبور است به بازار سیاه رجوع کرده و دارو هایی با کیفیت کمتر و قیمت بیشتر تهیه کند ؟  (برای پاسخ به این سوال که اقلام دارویی شامل تحریم ها نیستند باید گفت که بله، اینگونه است، اما برای تهیه آن باید پول پرداخت کرد و هیچ کانال مالی‌ای برای این کار در نظر گرفته نشده که عملا به معنای تحریم دارویی نیز می‌باشد.)

باز هم با فرض اینکه آمریکا تحریم های خود را برای آزادی مردم وضع کرده. اما سوال اینجاست که چرا آمریکا؟ اگر بنا را بر این بگذاریم که شرایط رعایت حقوق مدنی و شهروندان رو به وخامت است، مردم ایران شدیدا تحت فشار هستند و ... پرسش مطرح شده شماره دو این است که چرا آمریکا باید ناجی ایرانیان و مردم ایران باشد ؟ یا آیا واقعا آمریکا میتواند منجی خوبی باشد؟ آیا مردم ایران از دولت آمریکا خواسته اند که به داد آنها برسد ؟ آیا ترامپ، اوباما و .. بیشتر از دولت مرکزی ایران دارای مشروعیت برای اعمال نفوذ در خصوص حقوق مردم هستند ؟ اگر جواب شما به این سوالات بله است، کمی تاریخ را مرور کنید. افغانستان، پاکستان، عراق، یمن، لیبی، سوریه، لبنان، فلسطین، اردن، مصر، و... تنها بخشی از کشور هایی هستند که آمریکا به بهانه بهتر کردن شرایط در آنها حضور نظامی پیدا کرده است. چنین اعتمادی ساده لوحانه نیست؟

رای دادن: شما به نوبه خود با انجام این کار نظر خود را جهت ایجاد تغییر در شرایط سیاسی کشور اعمال کرده و از حق خود جهت به ثمر نشستن آنچه که میخواهید دریغ نکرده اید. 

رای ندادن: این کنش شما به معنای عدم مشروعیت حاکمیت فعلی برای شماست. از جانب دیگر، با توجه به بیانیه های سازمان مجاهدین خلق، رضا پهلوی و .. مبنی بر تقاضای عدم مشارکت در انتخابات، رای ندادن شما میتواند تاییدی برای محبوبیت آنها نیز تفسیر شود. و مقبولیتی که پیش از روی کار آمدن باشد، برای مردن خطرناک است. 

انقلاب همیشه راهی مناسب برای تغییر بوده، هست و خواهد بود. اما در حالی که سیستم حکومتی‌ای مناسبی برای جایگزینی یا وجود ندارد و یا بسیار ضعیف اند، دست به انقلاب زدن به نوعی خودکشی یک ملت است. چرا که این عمل بی برنامه میتواند با سست کردن پایه های حکومت مرکزی، یا با روی کار آوردن یک نظام حکومتی ضعیف، عامل شکل گیری حکومت های خود خوانده، گروه های خود مختار و اعلام استقلال توده های نژاد پرست و قومیت گرا باشد. در حقیقت باید در نظر داشت که اگر قوای نظامی و مدیریتی کشور ضعیف باشد تجزیه شدن و جدایی کردستان، آذربایجان شرقی و غربی، سیستان و بلوچستان، خوزستان، خراسان  و .. چندان امری دور از ذهن نخواهد بود. و باقیمانده‌ی ایران نیز احتمالا بر سر نزاع بین این گروه ها و قومیت ها قدم به سوی نابودی بردارند، دقیقا آنچه که در کشور های اطراف اتفاق افتاده و می‌افتد.


پ.ن : ویدئوی استفاده شده در پست که در پست بخشی از آن مورد استفاده قرار گرفته بود حاصل پژوهش های خانم نسیم‌نوروزی است.

توییتر

اینستاگرام

نظرات: (۰) هنوز نظری نیست.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">