وبلاگ شخصی علی پیروزمند

اینجا بازتابی‌ از دغدغه‌مندیها، مطالعات و تأملات من، در باب سیاست، جامعه و زندگی است.

در باب محمدرضا شجریان

امروز خبر فوت آقای شجریان در سن 80 سالگی اعلام شد و نارارحت کننده بود، بهرحال مرگ هر انسانی ناراحت کننده‌است و این رو تسلیت میگم خدمت عزیزان و هواداران ایشون. اقای شجریان در طول سالها بت شده اند و از خط قرمز های برخی. و این در حدیست که چه بخواهید از خمینی انتقاد کنید در مقابل مذهبیون، و چه انتقاد از شجریان در مقابل معترضین..

دررابطه با جنگ آذربایجان بخوانید و از نژاد ترک‌ بیشتر بدانید

مردمان ما متعصب هستند، کافیست چیزی به آنها بگویید و منتظربمانید تا بتوان دید که چطور در تقدس بخشیدن به آن سینه چاک میشوند و شوری از آن در می‌آورند که بیا و ببین! حالا در هر موردی. مذهبیون در شرایط کرونا به سمت کربلا میروند، فوتبال دوستان بعد از یک برد به خیابان ها میریزند. شب هم دورهم هر دو گروه یکدیگر را نقد میکنند، فارغ از اینکه بخواهند خود را نیز ذره‌ای مقصر بدانند. برای پانترک ها نیز همینطور.

 

1500 کشته‌ی آبان از کجا آمد؟

ما در برهه‌ای زندگی میکنیم که رسانه نه تنها تاریخ، بلکه "حال" را دستخوش تغییر و به افکار گروه هدف که عام مردم هستند، می‌فروشد. قطعا شما عدد 1500 مربوط به آبان را در تمامی محافل و مجامع و بحث ها شنیده‌اید. این عدد آنقدر عمیق به افکار و روان ایرانیان تزریق شده و که بدیهیات به شمار میرود. اما تا کنون از خود پرسیده‌اید چنین آماری از کجا آمد؟ به صحت آن شک کرده‌اید؟

کی گفته رسانه بده؟

روزی با دوستی صحبت میکنم که با اطمینان تمام گفت که میداند چه‌میکند و مطمئن است که رسانه بر روی او هیچ تاثیری ندارد!  آنجا بود که تصمیم حتمی گرفتم تا یکروز از رسانه بنویسم. اگر اکنون مشغول خواندن این نوشته هستید پس قطعا در حال استفاده از رسانه هستید و نبود این اطلاعات در شما چندان خوشایند نیست.