وبلاگ شخصی علی پیروزمند

اینجا بازتابی‌ از دغدغه‌مندیها، مطالعات و تأملات من، در باب سیاست، جامعه و زندگی است.

فضای مجازی تهدیدی بزرگ برای حقیقت

آنچه که معمولا در گذر روزها بسیار شایع شده اما توجهی بدان نمیشود، گسترش و رشد خبرهای دروغ در سطح فضای مجازیست. از آنجاییکه هیچکدام از رسانه های موجود را هیچوقت بی‌طرف ندانسته‌ام معمولا سعی بر این بوده که بتوانم از صحت ماجرا مطلع شوم. و هر بار رو به رو شدن با حقیقت ماجرا بسیار برایم دشوار بوده، چرا که پذیرش آن برای هیچکس قابل قبول نیست، چون قطعا پیش از آن توسط یکی از رسانه ها به اندازه‌ی کافی روایت به مردم خورانده شده.  فلذا در تمام مدت احساسم بر این بود که حقیقت در حال ترور شدن، گم شدن و از بین رفتن است. این‌را براتان شرح خواهم داد.

 (مدت زمان مطالعه 7دقیقه)

ما درحال راهپیمایی به سمت دره هستیم!

خواهید خواند چگونه عوامل بسیاری باعث از بین رفتن قشر افراد متوسط​​، افزایش افراد افراطی و در نتیجه مقدمه خشونت‌مان می‌شود.
(مطالعه 9 دقیقه)

در باب محمدرضا شجریان

امروز خبر فوت آقای شجریان در سن 80 سالگی اعلام شد و نارارحت کننده بود، بهرحال مرگ هر انسانی ناراحت کننده‌است و این رو تسلیت میگم خدمت عزیزان و هواداران ایشون. اقای شجریان در طول سالها بت شده اند و از خط قرمز های برخی. و این در حدیست که چه بخواهید از خمینی انتقاد کنید در مقابل مذهبیون، و چه انتقاد از شجریان در مقابل معترضین..

آیا با آمدن در خیابان می‌توان حکومت را تغییر داد؟

یکی از ایده‌های رایج در یبن عموم مردم این است که با تظاهرات و آمدن در خیابان رژیم را تحت فشار قرار داده و اصطلاحا آنرا چنج کنند. راهبرد رسانه های فارسی‌زبان فعال در بیرون ایران نیز اینگونه است که سعی دارند با خشمگین‌تر کردن مردم، و هدایت این خشم، ناراحتی و انزجار آنها را به سمت خیابان ها سوق دهند و با ایجاد نا امنی  از درون نظام را متلاشی کنند. در این پست فارغ از تمامی جبهه‌ها و خوب یا بد ها قصد داریم به برسی این فرضیه بپردازیم که آیا با آمدن در خیابان می‌توان حکومت را عوض کرد؟  

1500 کشته‌ی آبان از کجا آمد؟

ما در برهه‌ای زندگی میکنیم که رسانه نه تنها تاریخ، بلکه "حال" را دستخوش تغییر و به افکار گروه هدف که عام مردم هستند، می‌فروشد. قطعا شما عدد 1500 مربوط به آبان را در تمامی محافل و مجامع و بحث ها شنیده‌اید. این عدد آنقدر عمیق به افکار و روان ایرانیان تزریق شده و که بدیهیات به شمار میرود. اما تا کنون از خود پرسیده‌اید چنین آماری از کجا آمد؟ به صحت آن شک کرده‌اید؟

اغتشاش یا اعتراض؟

در این سالها که بازار تظاهرات در ایران داغ است، همیشه یکی از موضوعات مطرح شده از سوی رسانه‌ها، موافقان یا مخالفان این است که پویش رخ‌داده را چه بنامیم؟ حتی به نوعی، کلماتی که ما در توصیف تحرکات از آن  استفاده میکنیم شده جبهه‌ی ما، و از آن میتوان متوجه شد که شخص سخنور مخالف این تحرکات است، یا موافق. فلذا همیشه استفاده از واژه‌ی اعتراض یا اغتشاش جای بحث دارد از آنجایی که میتوان خط تمایزی بین این دو ترسیم کرد، بد نیست کمی به این دو بپردازیم...